السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)
59
جبر و اختيار (فارسى)
فعل او نيست همانگونه كه در [ ذات ] او چگونگى راه ندارد . » « 1 » و مقصود از اراده تشريعى جعل احكام است . با آنچه گفتم آشكار مىشود سخن محقق خراسانى كه به تبع حكيمان و فيلسوفان ، اراده خداوند را به علم تفسير كرده است ، سخنى نادرست است . زيرا علم ، عين ذات او و اراده ، فعل و ايجاد خداوند است و ميان اين دو فاصله اى بسيار دور است و ضعيف تر از اين ، سخن گروهى است كه اراده در خداوند را از نظر مفهوم به علم باز مى گردانند . با اينكه اگر از تمام آنچه گفتيم چشم پوشى كنيم و بپذيريم كه اراده عين ذات حق است ، آنچه به سبب آن بر تفاوت ميان علم و توانايى و حيات در خداوند استدلال شده است در اراده نيز جريان دارد . و وجدان قوى ترين شاهد بر تفاوت است . زيرا سخن ما كه مى گوئيم : « خدا عالم است و خدا اراده مىكند ، مانند زيد انسان است و زيد بشر است از قبيل دو جمله مترادف نيست . بلكه ضرورت حكم مىكند كه از دو جمله خدا عالم است و خدا اراده مى نمايد ، دو چيز فهميده مىشود . و همچنين ضرورت حكم مىكند كه اعتقاد به اينكه خدا عالم است ، اعتقاد به اين نيست كه او مريد ( اراده گر ) است و دليل بر اينكه او عالم است دليلى بر اينكه او مريد است نمى باشد . بله اگر وراى اراده در مرتبه فعل او ، به ثبوت اراده ذاتى در او ملتزم شويم مصداقى براى آن جز علم خداوند وجود ندارد ، اما دليلى بر ثبوت اراده ذاتى نيست .
--> ( 1 ) - اصول كافى ج 1 ، ص 109 باب اينكه اراده ازصفات فعل است و در منابع ديگرى چون امالى شيخ طوسى مجلس 8 ص 205 اين بيان وارد شده است .